پابلو نرودا

این را بدان که من دوستت دارم و دوستت ندارم

چرا که زندگانی را دو چهره است،

کلام، بالی ست از سکوت،

و آتش نیمه ای ست از سرما.


دوستت دارم برای آنکه دوست داشتنت را آغاز کنم،

تا بی کرانگی را از سر گیرم،

و هرگز از دوست داشتنت باز نایستم:

چنین است که من هنوز دوستت نمی دارم.


دوستت دارم و دوستت ندارم آن چنان که گویی

کلید های نیکبختی و سرنوشتی نامعلوم،

در دست های من باشد.


برای آنکه دوستت بدارم، عشقم را دو زندگانی هست،

چنین است که دوستت دارم در آن دم که دوستت ندارم

و دوستت ندارم به آن هنگام که دوستت دارم.


/ 0 نظر / 46 بازدید