حسین پناهی(به ساعت نگاه میکنم)

به ساعت نگاه میکنم


حدود سه نصف شب است


چشم میبندم تا مبادا که چشمانت را


از یادت برده باشم


وطبق عادت کنار پنجره می روم


سوسوی چند چراغ مهربان


وسایه های کشتزار شبگردان


خمیده و خاکستری


گسترده بر حاشیه ها


و صدای هیجان انگیز چند سگ


و بانگ آسمانی چند خروس


از شوق به هوا میپرم چون کودکیم


و خوشحال که هنوز


معمای سبز رودخانه از دور


برایم حل نشده است


آری از شوق به هوا میپرم


و خوب میدانم


سال هاست که مرده ام


/ 0 نظر / 11 بازدید