قیصر امین پور

یک کلبه ی خراب و کمی پنجره

 یک ذره آفتاب و کمی پنجره 

ای کاش جای این همه دیوار و سنگ

 آیینه بود و آب و کمی پنجره 

در این سیاه چال سراسر سوال

 

چشم و دلی مجاب و کمی پنجره

بویی ز نان و گل به همه می رسید

با برگی از کتاب و کمی پنجره

موسیقی سکوت شب و بوی سیب

یک قطعه شعر ناب و کمی پنجره

/ 0 نظر / 23 بازدید