اسماعیل شاهرودی

من در این نقطه دور ،

 

من در این شام سیاه ،

من بدین مرتبه

که از آن نیست کسی برتر (بر تخت غرور)

می ستایم دل انسانی را

که به جای دل انسان دگر

اشک می ریزد

بر سر دامن انسانی زندانی،

که پریشان و سرشکش به رخ آویخته است

از برای دل انسان پریشان دگر.

/ 0 نظر / 37 بازدید